۱۳۹۱ فروردین ۱۱, جمعه

اولین حقوق

امروز دیدم که به سلامتی اولین حقوقم به حساب ریخته شده است! به همین مناسبت رفتم و کلی خرید کردم. ماهی تازه هم گرفتم. چالش امشبم درست کردن ماهی است، برای اولین بار. سبزی پلو‌یش که به خاطر سبزی‌های خشک شده حضرت مادر، کاری ندارد.

فعلا در حال تجربه‌ی خیلی از کارهایی هستم که به هر دلیل نمی‌توانم خودم را در ایران، در حال انجام‌شان ببینم. از آشپزی جدی گرفته، تا بدنسازی. دوشنبه دومین جلسه بدنسازی‌مو میرم که این دفعه مربی هم بالای سرم خواهد بود. از دوشنبه هفته‌ای حداقل دو شب، این برنامه‌ام خواهد بود. دوشنبه علاوه بر ورزش شبانگاهی‌ش، اسباب کشی و رفتن به خانه‌ی خودم را هم دارد. بالاخره فرصت می‌کنم که به معنای واقعی ماجرا، وسایلم را درست بچینم و اینجا مستقر شوم.

۱۳۹۱ فروردین ۵, شنبه

ب بسم‌الله...

این دخترک غاز فروش که در عنوان این بلاگ طنازی می‌کند، همان مجسمه‌ی معروفی است که دانشجوهای دکترای دانشگاه گوتینگن، بعد از فارغ‌التحصیلی به فیض بوسیدن‌شان نائل می‌شوند! انشالله خدا نصیب‌تان کند!